جستجو در سايت

سخن بزرگان

مولوی:



در پی هر گریه آخر خنده ایست

سعدی:



به گرسنگی مردن، بهتر که نان فرو مایگان خوردن

فردوسی:



آنگاه که هنر خوار می گردد، جادو ارجمند می شود

سعدی:



اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی از این که چرا گفتم

آستین فلپز:



لباس قدیمی را بپوشید ولی کتاب نو بخرید

سهراب سپهری:



جای مردان سیاست بنشانید درخت، تا هوا تازه شود

حاضرین در سایت

ما 2 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز27
mod_vvisit_counterدیروز46
mod_vvisit_counterاین هفته73
mod_vvisit_counterاین ماه150
mod_vvisit_counterکل بازدیدها25258

وضعیت سایت

اعضا : 1
مطالب و محتوا : 105
لینك وب ها : 6
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 26015
یک ذهن رنگی
با فرهنگیم؟ بی فرهنگیم؟ - سه مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه ، 11 مهر 1388 ، 08:08

 رکورد ثبت نشده ساندویچ 1500 متری

(میدونم یکم از زمان این اتفاق گذشته، اما من تازه فهمیدم.)

گویا یک سال پیش (دقیقا 26 مهر 87) قرار بر این بوده که ساندویچی در تهران درست بشه با طولی برابر با 1500 متر. (رکورد قبلی دست ایتالیایی ها بوده با حدود 1380 متر). بعد از هماهنگی شهرداری تهران بامسئولان گینس برای ثبت این رکورد ، مواردی که برای تهیه این ساندویچ لازم بوده که رعایت بشه توسط اونها ذکر میشه و 32 آشپز ایرانی مشغول تهیه این ساندویچ که با حدود 700 کیلو گوشت شتر مرغ ، 700 کیلوگرم گوشت مرغ، 100 کیلو گرم فلفل دلمه، 120 کیلو گرم پیاز، 500 کیلو گرم سس مایونز، 700 کیلو گرم قارچ 700 کیلو گرم سس خردل و 500 لیتر روغن مایع می شوند. شرط گینس برای قبول این رکورد استفاده از دو محصول سنتی در این غذا بوده که زعفران و زیره به این عنوان به این ساندویچ اضافه میشه. تا اینجا همه چیز به سلامتی پیش میره اما ...

صبح روز برگزاری مراسم، در حالی که مسئولان گینس تصمیم به شروع اندازه گیری می کنن، ناگهان مردم هجوم میارن و فقط چند دقیقه طول می کشه تا 1.5 کیلومتر ساندویچ ناپدید بشه. مسئولان ایرانی هم که دست از پا درازتر مشغول تماشای این یورش بودن، تصمیم می گیرن فیلم تهیه این ساندویچ رو برای ثبت این رکورد بفرستن. 

بر مبنای این خبر گینس این رکورد رو ثبت نکرده، اما اگه بعد از اون اقدام به ثبتش کرده باشه من خبری پیدا نکردم.



یکی نیست به این جماعت بفهمونه، گشنه که نیستید، دوست دارید غذای مفت هم گیر بیارید نوش جان، اما عقل نداشتید چند دقیقه صبر کنید این متر کشی تموم بشه، بعد حمله کنید. این رکورد ثبت نشده تیتر گاردین هم  شده ،این اروپایی ها و آمریکایی ها خیلی خوب راجع به ما فکر می کردن، این قضایا رو هم خودمون به بار میاریم.

 پی نوشت : نمی دونم چرا، ولی هنوز دارم می خندم. تجسم کنید قیافه ی اون 32 تا آشپز و 2 تا سر آشپز رو بعد از این یورش.(البته بعد از اون بهت اولیه)

 لینک های مرتبط:
    ایرانی‌ها بزرگ ترین ساندویچ دنیا را قبل از ثبت رکورد خوردند
    رکورد بزرگترین ساندویچ جهان هنوز ثبت نشده است
 

 
گاهی وقت ها - پنج مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 8 مهر 1388 ، 12:23

 

گاهی وقت ها مقایسه چیزای خوبی به آدم می فهمونه.

              
              

 

 
لذتی به نام شعر - سه مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
يكشنبه ، 5 مهر 1388 ، 16:13

 

درد

حکایت از چه کنم سینه سینه درد اینجاست
                          هزار شعله ی سوزان و آه سرد اینجاست

نگاه کن که ز هر بیشه در قفس شیری ست
                         بلوچ و کرد و لر و ترک و گیله مرد اینجاست

بیا که مسئله بودن و نبودن نیست
                             حدیث عهد و وفا می رود نبرد اینجاست

بهار آن سوی دیوار ماند و یاد خوشش
                              هنوز با غم این برگ های زرد اینجاست

به روزگار شبی بی سحر نخواهد ماند
                        چو چشم باز کنی صبح شب نورد اینجاست

جدایی از زن و فرزند سایه جان ! سهل است
                        تو را ز خویش جدا می کنند ، درد اینجاست 

 هوشنگ ابتهاج

 
گاهی وقت ها - چهار مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 1 مهر 1388 ، 13:24

 

به مناسبت اول مهر

گاهی وقت ها بعضی آدم ها حرفهایی می زنن که بدجور به دل میشینه.

اگر اشتباه نکنم این جمله رو وودی آلن (Woody Allen) گفته :

 ما آدم ها انسان های نا شکری هستیم، چون هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم، از خدا به خاطر اینکه دیگر به مدرسه نمی رویم، تشکر نمی کنیم.

 

 
ذهن ، خلاقیت ، طراحی - پنج مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
پنجشنبه ، 26 شهریور 1388 ، 09:00

 

در پی استقبال از طرح های کتابخانه و دکور، این بار طرحی از یک طراح رومانیایی انتخاب کردم.

از چهار قسمت تشکیل شده که بر اساس سلیقه میشه اونها رو چید. یاد یک مدل ضبط صوت های قدیمی افتادم که اجزاش از هم جدا بودن، و می شد اونها رو به روش های مختلف روی هم چید. جنس این مدل از یک نوع پلاستیک پلیمری کم وزن هست که حمل و نقلش رو راحت می کنه، البته فکر کنم بشه با چوب هم پیاده سازیش کرد.

پی نوشت: یک مجموعه بی نظیر از طرح های کتابخانه و قفسه رو می تونید اینجا ببینید. این مجموعه رو امروز (جمعه) دیدم، ایده ها عالی پیاده شده. در ضمنی که عکس های پایین رو می بینید این مجموعه رو هم از دست ندید.

 

 

منبع : www.okapistudio.com

 

 
وب گردی - ده مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
يكشنبه ، 15 شهریور 1388 ، 17:02

 

شعر حمید مصدق رو حتما خوندید (یه بار دیگه بخونید) :

تو به من خندیدی
           و نمی دانستی من به چه دلهره
                             از باغچه همسایه ، سیب را دزدیده بودم

باغبان از پی من تند دوید
                 سیب را دست تو دید
                            سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز
                       خش خش گام تو تکرار کنان
                                                             می دهد آزارم

ومن اندیشه کنان غرق این پندارم
                               که چرا باغچه کوچک ماسیب نداشت؟
 

 اما یه شاعر(که در اینجا نوشته فروغ فرخزاد) جوابی به این شعر داده که خوندنیه (بخونید):

 

ادامه مطلب...
 
« شروع قبلی 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 بعدی انتها »