جستجو در سايت

سخن بزرگان

مولوی:



در پی هر گریه آخر خنده ایست

سعدی:



به گرسنگی مردن، بهتر که نان فرو مایگان خوردن

فردوسی:



آنگاه که هنر خوار می گردد، جادو ارجمند می شود

سعدی:



اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی از این که چرا گفتم

آستین فلپز:



لباس قدیمی را بپوشید ولی کتاب نو بخرید

سهراب سپهری:



جای مردان سیاست بنشانید درخت، تا هوا تازه شود

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز34
mod_vvisit_counterدیروز46
mod_vvisit_counterاین هفته80
mod_vvisit_counterاین ماه157
mod_vvisit_counterکل بازدیدها25264

وضعیت سایت

اعضا : 1
مطالب و محتوا : 105
لینك وب ها : 6
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 26018
گاهی وقت ها
گاهی وقت ها - دوازده مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
جمعه ، 4 تیر 1389 ، 12:25

نوستالژی از نوع فیس بوک

گاهی وقت ها میشه از بعضی چیزا استفاده های قشنگی کرد. نمی دونم فیس بوک سایت به درد بخوری هست یا نه! کارهای سیاسی می کنه یانه! اما در یه زمینه خیلی کاربرد داره.

آدم رو می بره به قدیما. وقتی که بتونی توی اون چند تا از دوستای قدیمت رو پیدا کنی و ببینی سرنوشت هر کدوم چی شده، چه شکلی شدن، چکاره شدن، الان کجا هستن.

کمتر به فیس بوک سر میزدم تا اینکه این اواخر به سرم زد بگردم دنبال دوستان دوره راهنمائی و دبیرستانم. بعضی هاشون رو پیدا کردم و حال و احوالی هم کردیم. فکر نمی کردم تا این حد روی من اثر بذاره. یکی داره تو کانادا دکترا می خونه و یکی افتاده به گردش دور دنیا، بعضی هاشون ازدواج کردن، چندتاییشون تو همین شهر خودمونن ولی من 12 سالی میشه که ندیدمشون.

چقدر روزها تند میگذره.


 
گاهی وقت ها - یازده مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه ، 7 فروردين 1389 ، 10:54

 

گاهی وقت ها آدم تو سفر خرابکاری می کنه و حال بقیه رو می گیره، مثلا سنگ بزرگی که روی سر دیگ آش هست رو میندازه توی دیگ و یه دیگ آش رو حروم می کنه. باد شدید در حال وزیدن بود و برای اینکه سر  دیگ درست روی اون قرار بگیره یه نفر یه سنگ بزرگ گذاشته بود روی اون، اما فقط یه تکون ساده  باعث شد  برگرده توی دیگ. حالا خوبه همه انداختن روی شوخی و کلی باعث خنده شد و یه خاطره برای تعریف کردن، اما اگه بدونی اون موقع چه حالی داشتم! 

یادم داد که بعضی اشتباها قابل برگشت نیست، باید از اول انجامش نداد.

 

 
گاهی وقت ها - ده مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه ، 19 بهمن 1388 ، 09:44

زمستونِ گرم مثل بستنیِ گرم می مونه، تحمل کردنش راحتِ اما به آدم نمی چسبه.

زمستون، دیروز رسما کار خودش رو در اصفهان آغاز کرد.

(Happy New Winter)

 

 
گاهی وقت ها - نه مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
پنجشنبه ، 3 دی 1388 ، 15:02

 

گاهی وقت ها ...

                      عاشورا

 

 
گاهی وقت ها - هشت مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
پنجشنبه ، 7 آبان 1388 ، 17:37

 

 گاهی وقت ها که نه، فقط یه بار میشه 88/8/8 ، و فقط یه بار گاهی وقت های هشت با این روز مقارن میشه.

تا حالا سه بار تو زندگیم از این روزای به اصطلاح خاص رخ داده. اولیش 6 شهریو 66 بود که 4 سال هم نداشتم و اصلا ازش چیزی یادم نیست.

اما دومیش رو خوب به یاد دارم، هفتمین روز مهر 77 بود که هفت روز از ورودم به دبیرستان میگذشت. دقیقا اون روز رو به یاد دارم، نه به این دلیل که برام اتفاق خاصی افتاده باشه، ولی یادمه تو راه برگشتن به خونه تو این فکر بودم که چند تا دیگه از این روزها رو می بینم و تو هر کدوم از اون روزها کجای این دنیا قرار گرفتم.

باید اقرار کنم اون روز اصلا فکر نمی کردم که 88/8/8 تو حال و روز فعلیم باشم. شاید وضعیت بهتری برای خودم در نظر داشتم، آرزوهایی داشتم که به بعضی هاش رسیدم، بعضی هاش رو دیگه اصلا آرزو نمی دونم، و بعضی هاش هنوز در حد آرزو مونده.
در هر صورت بیشتر از یازده سال از اون روز گذشته ، خدا به خیر کنه یازده سال دیگه رو، یعنی اون روز هم می نویسم که چه آروزهاییم برآورده شد و کدومشون هنوز در حد آرزو مونده؟

راستی چینی ها به عدد هشت خیلی علاقه دارن، عدد هشت رو عدد خوش شانسی می دونن. اگه یادتون باشه المپیک 2008 رو هم درست روز هشتم ماه هشتم و در ساعت هشت و هشت دقیقه و هشت ثانیه شروع کردن. کاش این چهار ، پنج تا هشت ما هم برامون شانس بیاره. یعنی میشه ... ؟

 
« شروع قبلی 3 2 1 بعدی انتها »

صفحه 1 از 3